نشریه انجمن علمی روانشناسی ایران

نویسندگان

دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

10.22034/ijfp.2021.245577

چکیده

هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه سبک های عشق ورزی و تحریف های شناختی با طلاق عاطفی در زنان بود. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی زنان متاهل  منطقه 2 شهر تهران در سال 1398 بودند که در دامنه سنی 35 الی 50 سال قرار داشتند. برای انجام این پژوهش، تعداد 150 نفر از طریق روش نمونه گیری دردسترس و براساس معیارهای ورود و خروج انتخاب و از آنها خواسته شد نسبت به تکمیل پرسشنامه­های طلاق عاطفی(EDQ)، مقیاس عشق استرنبرگ(SSL)، و تحریف­های شناختی بین فردی(ICDS) اقدام نمایند. در نهایت داده‌ها با روش­های همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که طلاق عاطفی با هرکدام از ابعاد سبک­های عشق­ورزی یعنی عشق صمیمانه، عشق­ شورآمیز و عشق متعهدانه رابطه منفی معنادار؛ و با هرکدام از ابعاد تحریف­های شناختی یعنی طرد در روابط بین­فردی، انتظارات غیرواقع­بینانه در روابط و سوءادراک در روابط بین فردی رابطه مثبت معنادار دارد. علاه­براین براساس نتایج دیگر پژوهش، از بین سبک های عشق­ورزی، "سبک متعهدانه"؛ و از بین تحریف های شناختی، "سوء ادراک در روابط بین فردی"، پیش­بینی­کننده معنادار طلاق عاطفی در زنان بودند. بنابراین مشاوران و درمانگران می توانند با ارائه مداخلات و آموزش­های به موقع و مناسب در زمینه سبک­های عشق­ورزی و تحریف های شناختی احتمال بروز طلاق عاطفی را در زنان کاهش دهند.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Relationship between lovemaking styles and cognitive distortions skills with emotional divorce in women

نویسنده [English]

  • Farnaz Keshavarzi Arshadi

Islamic Azad University Central Tehran Branch

چکیده [English]

Abstract: Emotional divorce is the most important stage in the divorce process and indicates a declining marital relationship, which has increased in recent years. Therefore, this study aimed to determine the relationship between lovemaking styles and cognitive distortions with emotional divorce in women. The research design was descriptive, of correlational type. The statistical population of the present study was all married women in District 2 of Tehran in 2019. To conduct this study, 150 people were selected based on inclusion and exclusion criteria and asked to complete the Emotional Divorce Scale (EDS), Sternberg Love Scale (SLS), and the Interpersonal Cognitive Distortions Scale (ICDS). The results of the study showed that emotional divorce has a significant negative relationship with each of the dimensions of lovemaking styles, i.e. sincere love, passionate love and committed love and have a significant positive relationship with each of the dimensions of cognitive distortions, i.e. rejection in interpersonal relationships, unrealistic expectations in relationships and misunderstanding in interpersonal relationships. In addition, according to other results of the study, among the styles of lovemaking, "committed style" and among the cognitive distortions, "misunderstanding in interpersonal relationships" were significant predictors of emotional divorce in women. Therefore, counselors and therapists can reduce the likelihood of emotional divorce in women by providing timely and appropriate interventions and training in the field of lovemaking styles and cognitive distortions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Lovemaking styles
  • cognitive distortions
  • emotional divorce
  • Women
ابوالقاسمی، ش.، عزیزی، س.، سرایی، آ.، روغنی، ر. س.، و بابایی، ف. (1395). بررسی رابطه تحریف­های شناختی و رضایت زناشویی با کیفیت زندگی  زوجین در آستانه طلاق شهر رشت. مجله روانشناسی بالینی، 2، 102-98.
اسماعیل‌پور، خ.، بخش­پور رودسری، ع.، و محمدزادگان، ر. (1393). تعیین ساختار عاملی، روایی و پایایی مقیاس
تحریف شناختی بین‌فردی در دانشجویان دانشگاه تبریز. دوفصلنامه راهبردهای شناختی در یادگیری، 2، 31-24.
افراسیابی، ح.، و دهقانی دارامرود، ر. (1395). زمینه­ها و نحوه مواجهه با طلاق عاطفی میان زنان شهر یزد. مجله زن در توسعه و سیاست، 13، 271-255.
اقدسی، ع. ن.، و خدادادی، آ. (1397). بررسی رابطه‌ی تحریف‌های شناختی بک و 5 اشتباه اساسی زندگی دیدگاه آدلر با سازگاری زناشویی زوجین شاغل به تحصیل در مقاطع ارشد و بالاتر دانشگاه آزاد اسلامی تبریز. دومین کنفرانس بین‌المللی روانشناسی، مشاوره و علوم تربیتی، مشهد، دبیرخانه دایمی کنفرانس،  https://www.civilica.com/Paper-ICPCEE02-ICPCEE02_045.html.
خان­ محمدی، ذ ا.، بزازیان، س.، و قمری، م. (1397). پیش­بینی طلاق عاطفی براساس نیازهای بنیادین روانشناختی، انتظارات زناشویی و عملکرد خانواده. مجله روانشناسی خانواده، 13، 30-17.
شکراله‌زاده، م.، و مدنی، ی. (1395). نقش سبک­های هویتی و عشق­ورزی در پیش­بینی رضایت زناشویی. دو فصلنامه آسیب‌شناسی، مشاوره و غنی­سازی خانواده، 2، 89-79.
صدرالاشرافی، م. (1391). آسیب شناسی طلاق(علل و عوامل) و راهکارهای پیشگیری از آن. مجله مهندسی فرهنگی، 7، 26-18.
قاسمی، س.، و عارفی، م. (1396). اثربخشی خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوئن در تعارضات زناشویی زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه. تهران، نخستین همایش پژوهش در روانشناسی و علوم رفتاری ایران، شهریور ماه.
محمدی، ف.، جوکارکمال­آبادی، م.، و گلستانه، م. (1394‏). ساخت، تحلیل عاملی و هنجاریابی آزمون طلاق عاطفی. پایان‌نامه کارشناسی ارشد ‏رشته روانشناسی‏، دانشگاه خلیج فارس.
محمودی، غ. ر.، گلشنی، ف.، و نوروزیان، م. (1392). مقایسه سبک­های دلبستگی و سبک­های عشق­ورزی در والدین دارای کودک عقب­مانده ذهنی و والدین دارای کودک عادی. مجله کودکان استثنایی، 81-75.
مصباح، ا. (1398). رابطه مولفه‌های عشق (صمیمیت، شور و شوق، تعهد) با رضایت زناشویی در دانشجویان زن و مرد متأهل. مجله رویش روانشناسی، 8، 30-21.
مهدوی، س.، و حاتمیان، پ. (1397). رابطه تحریف‌های شناختی با کیفیت روابط زناشویی در معلمان زن. مجله رویش روانشناسی، 22-99.
نامنی، ا.، عباسی، ف.، و زارعی، ا. (1394). پیش‌بینی تعهد زناشویی براساس سبک‌های عشق­ورزی و باورهای ارتباطی. ‏فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی، 16، 107-87. ‏
نریمانی، م.، رحیمی، س.، و صداقت، م. (1395). پیش­بینی طلاق عاطفی زوجین براساس الگوی ارتباطی خانواده و ساختار انگیزشی. مجله روانشناسی خانواده، 5، 38-27.
هومن، ح. ع. (۱۳۹۳). شناخت روش علمی در علوم رفتاری. تهران: انتشارات سمت.
یوسفی، ن. (1390). مقایسه­ی اثربخشی دو رویکرد خانواده­درمانی مبتنی بر طرحواره­درمانی و نظام عاطفی بوئن بر طرحواره­های ناسازگار اولیه در مراجعان مت